تــا بــی نهایت

شعر . موزیک . عکس و کلی مطالب عاشقانه

تــا بــی نهایت

شعر . موزیک . عکس و کلی مطالب عاشقانه

دوسـت می دارم

تو را به جای همه کسانی که نمی شناختم دوست می دارم

تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم

 برای خاطر عطر گستره ی بیکران و برای خاطر عطر نان گرم برای خاطر برفی که آب می شود، برای نخستین گل برای خاطر جانداران پاکی که آدمی نمی رماندشان

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم

جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود، خویشتن را بس اندک می بینیم.

بی تو جز گستره یی بی کرانه نمی بینیم میان گذشته و امروز.

 از جدار آیینه ی خویش گذشتن نتوانستم می بایست تا زندگی را لغت به لغت فراگیرم راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش می برند.

تو را دوست می دارم برای خاطر فرزانه گی ات که از آن من نیست

 تو را به خاطر سلامت به رغم همه آن چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی دارم

 تو می‌پنداری که شکی

به حال آن به جز دلیلی نیست

 تو همان خورشید درخشانی که بر من می تابی  هنگامی که به  خویش مغرورم 

تورا با خاطر دوست داشتن دوست میدارم


نظرات 1 + ارسال نظر
علیرضا جمعه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 11:56

ممنونم ازت

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد