تــا بــی نهایت

شعر . موزیک . عکس و کلی مطالب عاشقانه

تــا بــی نهایت

شعر . موزیک . عکس و کلی مطالب عاشقانه

تنهایی

همواره چنین می پنداشتم که برای زندگی ، برای انسان ، حتی برای خدا ،"طاقت فرسا ترین "دردها تنهایی است ، مجهول ماندن است ، بی آشنا بودن است ، گنج بودن و در ویرانه ماندن است ، وطن پرست بودن و در غربت بودن است ، مخاطب نداشتن است ، بی ... بودن است ،عشق داشتن و زیبایی نیافتن است ، زیبا بودن و عشق نجستن است ، نیمه بودن است ، زندگی کردن و"برای ِ"نداشتن است ، دل به هیچ پیوندی نبستن است ، جان به هیچ پیمانی نداشتن است ،بی تو بودن است ...


باران نفرت

 مـی زنــد بـــاران نـفرت بـر پـشـت شـیـشــه . 

 حـکـم قـلـبم را نـوشـتـن تـنهایــی تــا بـه هـمـیـشــه. 

 

خودت می دونی

خدایا خیلی سخته ، تنهایی نمی تونم

هر کاری رو شروع میکنم یه مشکلی جلو پام می افته

بازم مثل همیشه ....

خودت میدونی دیگه....

ندارد

زمن نگارم عزیزم خبر ندارد
به حال زارم حبیبم نظر ندارد
خبر ندارم من از دل خود
دل من از من عزیزم خبر ندارد
دل من از من عزیزم خبر ندارد
کجا رود دل عزیز من ، آخ که دلبرش نیست
کجا پرد مرغ حبیبم که پر ندارد
کجا پرد مرغ حبیبم که پر ندارد
بهار مضطر عزیز من آخ منال دیگر
که آه و زاری اثر ندارد
همه سیاهی عزیزم همه تباهی حبیب من آخ
مگر شب ما عزیزم سحر ندارد عزیز من آخ
مگر شب ما حبیبم سحر ندارد
امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق
که غیر خون جگر ندارد
ز هر دو سر بر سرش بکوبند
کسی که تیغ عزیزم دو سر ندارد حبیب من آخ
کسی که تیغ عزیزم دو سر ندارد


(ملک الشعرای بهار)